از شاهرخ زمانی به سازمان عفو بین‌الملل

 موضوع: مرا بدون هیچ گناهی زندانی کردند (به من کمک کنید آزادیم را بدست آورم)
من برای اثبات بی گناهی و به دست آوردن آزادی سلب شده ی خود احتیاج به کمک و حمایت نهاد های بین المللی و وکلایی دارم که بتوانند پرونده مرا در دادگاههای مستقل، علنی و دارای هئیت منصفه مستقل و آگاه به قوانین و حق و حقوق انسانی ، حق شرکت وکلا و تحت ریاست قاضی مستقل و با وجدان و شرافتمند دارم. در دادگاه های جمهوری اسلامی ایران به طور عام و در دادگاه های مربوط به من بطور خاص هیچ کدام از اینها وجود نداشت. مرا مانند بسیاری از زندانیان کارگری و سیاسی در دادگاهی محاکمه کردند که طبق اعتراف خود قاضی مستقل نبود ، وکیل من حق خواندن پرونده را نداشته است و حتی در دادگاه حق دفاع نداشت، تنها حقی که به او دادند این بود که می تواند در زمان مثلا» بر گذاری دادگاه از درب اوطاق دادگاه به داخل آمده و ساکت روی یکی از صندلی ها بنشیند و بس، در دادگاه محاکمه کننده من یک قاضی وام دار و وابسته و کارمند که از ترس اخراج یا حتی محاکمه خودش تابع تام و تمام دستورات اداره اطلاعات بود، یک منشی دادگاه که فقط کارمند است و حقوق بگیر ارباب که طرف مقابل من می باشدبود، و نماینده اداره اطلاعات و دادستانی که دشمن من بوده و دستور دهنده اصلی دادگاه بوده است. به خواندن ادامه دهید →

اقتصاد سیاسی نیروی کار صنعت نفت در ایرانِ پس از جنگ

نویسنده: محمد مالجو

مقدمه

بسیاری از تحلیل گران در باره درجه محسوسی از تشکل‌یافتگی و ازاین‌رو توان صنفی و سیاسی نیروی کار صنعت نفت در راه‌اندازی سلسله‌ای از اعتصابات کارگری طی ماه‌های منتهی به انقلاب 1357 اتفاق‌نظر دارند. امروز، متجاوز از سه دهه بعدتر، دشوار بتوان ضعف نیروی کار صنعت نفت در نقش آفرینی‌های صنفی و سیاسی را حاشا کرد… ادامه مطلب (پی دی اف)

 

 

و. ا. لنین: درباره اعتصاب

در مرتبه اول بايد توضيحی برای وقوع و انتشار اعتصابها پيدا کنيم. هر کس که اعتصابهايی را، چه از تجربيات شخصی خود و چه از گزارشات ديگران، و يا روزنامه‌ها، بخاطر بياورد فورا متوجه ميشود که هر جا که کارخانه بزرگ برپا شده و بر شماره شان افزوده ميشود اعتصاب اتفاق ميافتد و بسط مييابد. بندرت ممکن است که حتی يک کارخانه بزرگ از ميان کارخانه‌هايی که صدها (و در برخی موارد هزارها) کارگر دارند پيدا کرد که در آن اعتصاب اتفاق نيفتاده باشد. زمانی که تعداد کارخانه‌های بزرگ در روسيه معدود بودند تعداد اعتصابها هم کم بود. ولی از زمانی که کارخانه‌های بزرگ چه در محلات صنعتی قديم و چه در شهرها و دهات جديد شروع به زياد شدن کردند، تعداد اعتصابها هم زيادتر شده است. به خواندن ادامه دهید →

ارتش جهانی ذخیره‌ی کار و امپریالیسم نو

جان بِلمی فاستر – رابرت و. مک چزنی و جمیل جونا. مانتلی ریویو. نوامبر 2012

در چند دهه‌ی اخیر جابجایی کلانی در اقتصاد سرمایه داری در جهت جهانی سازیِ تولید اتفاق افتاده است. عمده‌ی افزایش در تولید و ارائه‌ی خدمات که قبلا در شمال (2) انجام می‌گرفت –از جمله قسمتی از تولیدِ از قبل موجودِ شمال– اکنون به جنوب انتقال یافته و آنجا بمانند سوخت صنعتی شدنِ سریع چند اقتصادِ در حال رشد عمل می‌کند. رایج است که این جابجایی برخاسته از بحران اقتصادی 1974-1975 و خیزش نئولیبرالیسم –یا چنانکه در دهه ی 1980 و بعد از آن بروز کرد، به افزایش عظیم نیروی کار در مقیاس جهان سرمایه‌داری که حاصلِ ادغام اروپای شرقی و چین در اقتصاد جهانی بود نسبت داده شود. با اینحال ما ادعا می‌کنیم که پایه‌ی تولید در مقیاس جهانی، در دهه های 1950 و 1960 گذاشته شد که قبلا در کار استفن هایمر(3)، مشهورترین تئوریسین شرکتهای چند ملیتی که در سال 1974 درگذشت، بیان شده بود به خواندن ادامه دهید →

سوسیالیست‌ها و تابستان شصت و هفت/ احسان کاوه

سنگ سرد بود  آب سرد بود  تابوت سرد،  آه ای خاک گرم خاوران!
دشنه سرد بود  آیه سرد بود  خدای‌شان سرد
 آه ای بذرهای شعله‌ور خاوران!
تابستان 1367، فصلی که سران رژیم اسلامی قتل‌عام یکباره‌ی چند هزار زندانی سیاسی را سازمان دادند، فصل شکست قطعی حکومت در جنگ هشت ساله با عراق و در نتیجه به لرزه افتادن خیمه عمود رژیم سرمایه‌داری فقاهتی بود.
پیروزی در جنگ می‌توانست تحمیل «ایران اسلامی» به‌عنوان قدرت برتر منطقه‌ای به کشورهای امپریالیستی را در پی داشته باشد. و این به معنای ایجاد امکان گشایش‌های داخلی و بین المللی مناسب برای ازسرگیری روند انباشت نسبتا شتابان سرمایه در ایران و به مدد آن تثبیت سیاسی رژیم اسلامی، و نرم‌های فرهنگی و اجتماعی متناسب با آن، برای یک دوره طولانی بود. به خواندن ادامه دهید →

ایران در عصر بحران و انقلاب

تحلیلی از وضعیت حاضر و خط مشی سوسیالیسم کارگری/ (پیش نویس اول، فوریه 2011)
1) وضعیت حاضر در ایران و سیاست سوسیالیسم کارگری
مهم ترین مولفه در تعیین سیاست ها و وظایف سوسیالیسم کارگری شناخت ویژگی هر دوره است. در شرایط امروز ایران، داشتن ارزیابی درست از دینامیسم موقعیت حاضر، یعنی شناخت نیروهای تعیین کننده، سیر ممکن وقایع، و حدود و امکانات عینی عمل طبقه کارگر، برای تعیین وظایف فعالان سوسیالیست در جنبش کارگری و سایر جنبش های اجتماعی حیاتی است.

1.1) (بحران مضاعف و اپوزیسیون بورژوایی)
ویژگی وضعیت حاضر یک بحران مضاعف است، یعنی وقوع همزمان بحران اقتصادی و بحران حکومتی. خیزش های توده ای در واکنش به وضعیت وخیم اقتصادی نه فقط محتمل بلکه اجتناب ناپذیر اند. در متن بحران حکومتی ای که از خرداد 88 تماما آشکار شد و همچنان ادامه دارد، به خواندن ادامه دهید →